خیزیدوخزآریدکه هنگام خزان است        بادخنک ازجانب خوارزم وزان است

خزان خرامان خرامان آمده تاهمه جای نیمکره شمالی زمین رابرنگ خویش دگرگونه سازد.

من هم ازخزان خوشم می آید وهم بدم می آید.

خوشم می آیدچرا که باآمدن خزان جشنواره ای ازرنگ وحس وحال درسرشت(طبیعت)براه می افتد.کارناوالی ازقاصدک وخس وخاروخاشاک و...بی چارچوب وجایگاه همه درهم وباهم وبرهم درکوی وبرزن پران ودوان وچرخان پاییزرامی نمایانند.

خوشم می آیدچون دیکتاتوری سبزیاسرخ یاسفیدحکومت نمی کند .لا پلورالیزم رنگ ها وزنگ ها وسوت هاست.

خوشم می آیدچون ازتنوره تنورتابستان بیرون شده ایم وخنکای وزان خزان تنمان راغلغلک می دهد.

وبدم می آیدچون درجدال اهریمن تاریکی واهورای روشنی .اندک اندک پشت روشنی بخاک نزدیک می گردد.

آمدن پاییزرابه دلباختگانش شادباش می گویم